جلال جلالى زاده

264

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

ل لا بأس : آن است كه ترك فعل بهتر از انجام آن است . لازم : آن است كه انفكاك آن از ماهيت ممتنع باشد . گفته‌اند : لازم قول ، قول نيست و لازم مذهب ، مذهب نيست . لازم بيّن : آن است كه تصور آن همراه با تصور ملزومش در قطعى بودن لزوم آن‌ها به وسيله‌ى عقل كفايت مىكند ، مانند تقسيم چهار به دو عدد مساوى ؛ چون از تصور چهار و تصور تقسيم به دو عدد مساوى به مجرد تصور آن ( چهار و تقسيم ) قطع پيدا مىكند كه چهار به دو عدد مساوى تقسيم مىشود . لازم بيّن مقدمه‌اى از مقدمات منطقى است كه اصوليان در تأليف اصول ذكر مىكنند . لازم بيّن بالمعنى الاعم : تصور ملزوم در جزم عقل به لزوم بين آن‌ها كافى است ، مانند تقسيم چهار به دو عدد مساوى . لازم بيّن بالمعنى الأخص : از تصور ملزوم تصور لازم ضرورى است ، مانند عدد چهار . لازم الحكم : آن‌چه كه اثبات حكم بدون آن ممكن نيست و وجود حكم به‌طور مطلق بر آن متوقف است ، مانند وجوب نماز و بلوغ كه بلوغ براى حكم نماز واجب است و اثبات وجوب نماز بدون بلوغ ممكن نيست و چون وجوب نماز بدون بلوغ ممكن نيست و چون وجوب نماز متوقف بر بلوغ است پس بلوغ از لوازم حكم وجوب نماز است . لازم غير بيّن : آن است كه ذهن در جزم پيداكردن به لزوم بين آن‌ها به واسطه نياز دارد ، خواه دليل يا تجربه يا احساس باشد ، مانند اين‌كه مجموع زواياى مثلث برابر 180 درجه است ، چون مجرد تصور مثلث و تصور اين‌كه مجموع زوايايش مساوى 180 درجه است ، در قطع پيداكردن ذهن به آن كافى نيست ، بلكه نياز به واسطه‌اى دارد كه اين قاعده‌ى رياضى است : 180 - 180 * 2 - n ، اصوليان اين مقدمه را در آغاز كتاب‌هاى اصول به عنوان يكى از مقدمات ضرورى كه فهم آن لازم است ذكر مىكنند . لازم ماهيت : آن‌چه كه انفكاك آن از ماهيت از حيث اين‌كه ، ماهيت است با